مکث

بیشتر لحظههای پشیمونی از جایی شروع میشن،
که بیدرنگ واکنش نشون دادیم،
قبل از اینکه احساس، فکر و واکنش رو از هم جدا کنیم.
«مکث» مثل یه نفس کوتاه وسط امواج روزمرهست؛
فرصتی برای دیدن، قبل از انجام دادن.
چطور انجامش بدی:
امروز فقط در یکی از موقعیتهای روزمرهت امتحانش کن.
وقتی خواستی چیزی بگی، جوابی بدی، یا تصمیمی بگیری،
فقط سه ثانیه مکث کن.
تو این سه ثانیه نفس بکش…
نه برای درست فکر کردن، فقط برای دیدن.
از خودت بپرس:
«الان دارم از احساس واکنش نشون میدم، یا از آگاهی؟»
«آیا واقعاً میخوام این کار رو انجام بدم یا فقط دارم طبق یه عادت قدیمی واکنش نشون میدم؟»
شب، چند خط بنویس.
چه موقعیتی یادت مونده؟
تونستی مکث کنی یا نه؟
قبل و بعدش چه حسی داشتی؟
اگه نتونستی هم اشکالی نداره؛
فقط دیدنِ اون لحظه که میتونستی مکث کنی، خودش یه نوع بیداریه.
مثال:
امروز وقتی مامانم زنگ زد و لحنش کمی تند بود،
میخواستم سریع دفاعی جواب بدم.
اما یادم افتاد… مکث کن.
سه ثانیه نفس کشیدم.
فهمیدم پشت لحنش نگرانیه، نه سرزنش.
بهجای توضیح دادن یا دلخور شدن، فقط گفتم: «میفهمم، مامان.»
و همون باعث شد فضا نرمتر بشه، برای هردومون.
امروز قبل از اینکه جواب پیام دوستم رو بدم، سه ثانیه مکث کردم.
متوجه شدم ناراحتیم از خودش نبود، از خستگی بود.
جوابم آرومتر شد، بدون اینکه بخوام خودمو سانسور کنم.
پرسش پایانی:
وقتی مکث کردی، چه تغییری در احساست یا تصمیمت حس کردی؟
و اگر فردا بخوای فقط در یک موقعیت کوچیک مکث کنی،
اون موقعیت چی میتونه باشه؟