|

منِ امروز در برابر منِ گذشته

ما معمولاً اونقدر درگیر رسیدن به مقصد می‌شیم
که فراموش می‌کنیم چقدر از راه رو اومدیم.
نوشتن برای «خودِ گذشته» کمک می‌کنه مسیر رشدت رو بهتر ببینی
بفهمی چه چیزهایی درونت تغییر کرده
چقدر تجربه‌ها، حتی سخت‌ترینشون، تو رو ساختن
و کمک کردن بشی این نسخه‌ای که الان هستی.


چطور انجامش بدی:
چشم‌هات رو ببند و خودِ ده سال پیشت رو تصور کن.
«چند لحظه با اون تصویر بمون. بذار نگاهش کنی، بدون قضاوت.»
کجا بودی؟ چه فکری داشتی؟ درگیر چه چیزایی بودی؟ از چه چیزایی می‌ترسیدی؟
حالا نامه‌ای برای اون نسخه از خودت بنویس.
بنویس الان کجایی، چه چیزایی یاد گرفتی،
و دوست داشتی اون نسخه از تو، اون موقع چه چیزی بدونه یا باور کنه.

لازم نیست زیبا یا شاعرانه بنویسی، فقط تا می‌تونی با خودت صادق باش.


مثال:
«سلام به توی ۲۲ ساله.
می‌دونم هنوز داری تلاش می‌کنی ثابت کنی کافی هستی،
اما یه روز می‌فهمی که نیازی به ثابت کردن نداری.
همون‌طوری که هستی، دوست‌داشتنی‌ای.
بعدا می‌بینی،
چیزایی که اسمشونو می‌ذاری شکست‌،
قراره تو رو قوی‌تر و آگاه‌تر کنن.»


پرسش پایانی:
وقتی از چشم امروزت به خودِ گذشته نگاه کردی،
بیشتر چه احساسی داشتی؟
افتخار؟ دلتنگی؟ یا شاید ترکیبی از هر دو؟
آیا تونستی ببخشیش؟ یا هنوز حرفی ناگفته بین‌تون موند؟

بازدیدها: 0

نوشته‌های مشابه

نظرت درباره این تمرین چیه؟ دوست داری تجربه‌ت از این تمرینو بنویسی؟

با احترام و مهربانی بنویسیم. نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند.