|

لحظه‌ی بدن

بدن همیشه زودتر از ذهن می‌فهمه.
قبل از اینکه بفهمی غمگینی، گلوت سنگین شده؛
قبل از اینکه بدونی خسته‌ای، شونه‌هات خمیده شدن.
این تمرین کمک می‌کنه هر روز، چند لحظه،
با بدن‌ت ارتباط بگیری،
بدون تحلیل یا قضاوت،
فقط برای شنیدنش.


چطور انجامش بدی:
چند لحظه در سکوت بشین یا بایست.
چشمات رو ببند و از خودت بپرس:
«الان کجای بدنم بیشترین صدا را داره؟»
صدا یعنی احساس: گرما، درد، سنگینی، انقباض، لرزش یا سبکی.
فقط توجه کن
لازم نیست چیزی رو تغییر بدی، یا بفهمی چرا اون حس اونجاست.
مثل گوش دادن به دوستی که فقط می‌خواد شنیده بشه.
اگر خواستی، در پایان بنویس:

«امروز بدنم گفت…»
و جمله رو کامل کن.


مثال:
امروز بدنم گفت: «پاهام واقعا خسته‌ن، بهتره امروزو استراحت کنی.»
امروز بدنم گفت: «من دلم یه غذای گرم خونگی می‌خواد نه فست فود.»
امروز بدنم گفت: «اینقد عجله برای چیه؟ یه ذره آروم‌تر کار کن.»


پرسش پایانی:
وقتی چند لحظه به بدن گوش دادی، چه تغییری در احساست ایجاد شد؟
و آیا بخشی از بدنت بیشتر از همیشه خواست شنیده بشه؟
اگه بخوای از این به بعد بیشتر به بدنت گوش کنی، زندگی روزمره‌ت، چه تغییری می‌کنه؟

بازدیدها: 0

نوشته‌های مشابه

نظرت درباره این تمرین چیه؟ دوست داری تجربه‌ت از این تمرینو بنویسی؟

با احترام و مهربانی بنویسیم. نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند.