|

صدای من و صدای دیگران

در ذهن ما صداهای زیادی در حال حرف زدن هستن:
صدای والدین، معلم‌ها، جامعه، ترس، وجدان…
و میان همه‌ی اون‌ها، صدایی آروم‌تر و صادق‌تر هم هست:
صدای خودِ واقعی‌مون.

صدایی که در شلوغیِ ذهن، زیر لایه‌های «بایدها» و «نبایدها» گم می‌شه؛
و فقط وقتی سکوت می‌کنیم، می‌تونیم دوباره بشنویمش.

این تمرین کمک می‌کنه صداهای درونت رو از هم جدا کنی
تا بفهمی کدوم صدا واقعاً از دلِ تو میاد،
و در اعماق وجودت چه می‌خواد بهت بگه.


چطور انجامش بدی:
جمله‌ای درباره‌ی خودت یا زندگی‌ات بنویس که اغلب در ذهنت تکرار می‌شه
مثلاً «باید همیشه قوی باشم»، «نباید اشتباه کنم»، یا «من کافی نیستم».

با دقت گوش بده و بپرس:
«این صدا شبیه کیه؟صدای کیه که از درونم حرف می‌زنه؟»
«وقتی این جمله رو می‌شنوم، چه حسی در بدنم فعال می‌شه؟ امنیت یا فشار؟»

حالا همون موضوع رو از زبانِ خودِ واقعی‌ات بازنویسی کن
با مهربونی، صداقت و بدون باید و قضاوت.

می‌توانی هر دو صدا رو روی کاغذ بیاوری؛
یکی در سمت راست (صدای دیگران) و یکی در سمت چپ (صدای خودت).
بگذار این دو با هم گفت‌وگو کنن.


مثال:
موضوع: قوی بودن
صدای دیگران:
«باید همیشه قوی باشی. ضعف نشون نده. اگه بریزی به هم، بقیه سواستفاده می‌کنن.»
صدای من:
«من قوی‌ام، اما منم یه انسانم.
گاهی خسته می‌شم، گاهی دلم می‌خواد کسی بغلم کنه.
آسیب‌پذیری ضعف نیست، بخشی از زنده بودنمه.»

موضوع: احساسات
صدای دیگران:
«زیادی حساسی. منطقی‌تر باش. این‌همه احساسات به چه درد می‌خوره؟»
صدای من:
«احساساتم راهنمای من‌ان، نه دشمنم.
اونا به من نشون می‌دن چی برام مهمه،
و کمکم می‌کنن خودم و بقیه رو عمیق‌تر درک کنم.»


پرسش پایانی:
وقتی صدای خودت رو می‌نویسی،
در بدن و احساست چه تغییری حس می‌کنی؟
آیا سبک‌تر می‌شی؟

و در زندگی روزمره،
آیا می‌تونی تشخیص بدی کِی داری با صدای دیگران تصمیم می‌گیری
و کِی صدای درونِ خودت داره راه رو نشونت می‌ده؟

بازدیدها: 0

نوشته‌های مشابه

نظرت درباره این تمرین چیه؟ دوست داری تجربه‌ت از این تمرینو بنویسی؟

با احترام و مهربانی بنویسیم. نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند.