|

دیدنِ واکنش‌های تکراری با نگاهی تازه

گاهی در موقعیت‌های مشابه، دوباره و دوباره به یک شکل واکنش نشون می‌دیم.
بدون اینکه خودمون متوجهش باشیم.
مثلاً باز هم سکوت می‌کنیم، عقب می‌کشیم، یا برعکس، بیش‌ازحد مراقب دیگران می‌شیم.
می‌دونیم این رفتار کمکی نمی‌کنه، اما در لحظه انگار دستِ خودمون نیست.

چیزی درون ما هنوز از گذشته می‌ترسه،
می‌خواد از ما محافظت کنه،
اما واقعیت اینه که راهش دیگه به‌دردِ امروزمون نمی‌خوره.

نوشتن کمک می‌کنه این الگوها رو ببینی،
بفهمی از کجا اومدن،
و کم‌کم با رفتارهایی که از «خودِ بالغ و امن» بیرون میان، جایگزین‌شون کنی.


چطور انجامش بدی:
به موقعیتی فکر کن که بارها در اون، به شکل مشابهی واکنش نشون دادی:
مثلاً عقب کشیدی، خشمگین شدی، سکوت کردی، احساس گناه کردی، یا بیش‌ازحد مراقب دیگری بودی.
حالا بنویس
هر بار در اون موقعیت،
چه احساسی در تو فعال می‌شد؟
و چه فکری پشت اون احساس پنهان بود؟

حالا جمله رو کامل کن:
«وقتی این‌طور رفتار می‌کنم، درواقع می‌ترسم که…»

و بعد از زبانِ خودِ آگاه و مهربونت جمله‌ی تازه‌ای بنویس که جایگزین این واکنش یا باور قدیمی بشه.
جمله‌ای که واقعی باشه، نه شعار، اما همراه با درک و محبت.


مثال:
الگوی تکراری: وقتی کسی ناراحتم می‌کنه، سکوت می‌کنم و دور می‌شم.
احساس پشتش: ترس از طرد شدن باهامه.
جمله‌ی ناخودآگاه: «اگه حرف بزنم و بگم چی ناراحتم کرده، اون ازم فاصله می‌گیره.»
بازنویسی آگاهانه: «حق دارم احساساتم رو ابراز کنم، حتی اگه همه اونارو نپذیرن.»


پرسش پایانی:
اگر بخوای از امروز این الگو رو کمی تغییر بدی،
اولین قدم کوچیکی که می‌تونی برای تغییرش برداری چیه؟

بازدیدها: 0

نوشته‌های مشابه

نظرت درباره این تمرین چیه؟ دوست داری تجربه‌ت از این تمرینو بنویسی؟

با احترام و مهربانی بنویسیم. نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند.