سه نقش اصلی

ما توی زندگی نقشهای مختلفی بازی میکنیم:
فرزند خانواده، دانشجو، دوست، همسر، همکار، مراقب…
بعضی از این نقشها به ما نیرو میدن و یادمون میارن کی هستیم،
و بعضیاشون خستهمون میکنن یا حس میکنیم توی این نقشها، خودِ واقعیمون گم میشه.
این تمرین کمک میکنه بفهمی توی کدام نقشها زندهتر، و توی کدوما دورتر از خودت هستی.
چطور انجامش بدی:
سه نقش مهم زندگیات را بنویس:
همونایی که بیشتر از بقیه توی روزمرهات حضور دارن.
حالا، برای هر نقش، توی چند جمله بنویس:
چه چیزی توی این نقش برام دوستداشتنیه؟
چه چیزی توی این نقش برام خستهکننده یا سنگینه؟
صادقانه،
حسایی که با یادآوری این نقشها درونت بیدار شدن رو بنویس.
مثال:
نقش دانشجو: عاشق یادگیریم، چالشو دوست دارم، ذهنم زنده میشه،
اما گاهی فشارها و مقایسهها نفسم رو میگیرن.
نقش دختر خانواده: احساس تعلق دارم،
ولی گاهی حس میکنم توقعها زیاد میشن و جایی برای خودم نمیمونه.
نقش دوست: بودن با دیگران به من انرژی میده،
اما وقتی اونجوری که انتظار دارم، شنیده نمیشم، حس میکنم کوچک میشم.
پرسش پایانی:
اگه قرار باشه فقط توی یکی از این نقشها نفس بکشی، اون نقش کدومه؟
کدوم نقش از خودت واقعیات دورتره؟ و چکار میتونی بکنی که این شکاف کمتر بشه؟